ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)

13

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)

المحتاج في مناسك الحاج 11 . رساله در نيات حج 12 . رساله اى در واجبات نماز 13 . رساله اى در تعقيب 14 . التحرير 15 . الدر الفريد في التوحيد 16 . التحصين في صفات العارفين 17 . المسائل الشاميات 18 . المسائل البحرانيات 19 . عدة الداعى و نجاح الساعى في آداب الدعا 20 . اسرار الصلاة و شايد همان رساله معانى افعال الصلاة باشد 21 . رساله اى در عبادات پنجگانه كه مشتمل بر اصول و فروع است 22 . المصباح في واجبات الصلاة و مندوباتها و شايد مصباح المهتدى مذكور باشد 23 . الفصول في الدعوات 24 . نبذة الباغى فيما لا بد منه من آداب الداعى كه تلخيص همين عدّة الداعى است 25 . رساله‌اى كه در آن حوادث و بعضى از وقايع آينده را از كلام حضرت امير المؤمنين عليه السلام كه در راه صفين بعد از شهادت عمار ياسر انشا كرد ، استخراج نمود ، مثل خروج چنگيز و سلطنت صفويه و گفتند كه در اين رساله تعدادى از اسرار علوم غريبه را به وديعت گذاشت و آن را براى شاگرد خود سيد محمد بن فلاح واسطى مشعشعى نوشت كه از اولين سلاطين حويزه از سلسله مشعشعيه است و ولايت و تسخير قلوب خود را از همين رساله بواسطه به كار بردن اسرارى كه استادش ابن فهد در آن گذاشته بود ، بدست آورد اين مطلب را دانشوران ذكر كرد و برخى ديگر گفتند : بلكه اين شاگرد ( سيد محمد فلاح ) بر آن كتاب مطلع شد و باعث گمراهى او گرديد ، چون كه وى به اسرار موجود در آن كتاب عمل نمود . عده‌اى مىگفتند آن كتاب ، كتاب سحرى بود كه به دست ابن فهد رسيد و ابن فهد آن را بدست كسى داده بود كه در داخل شط بياندازد اتفاقا ابن فلاح آن را بدست آورد و به آن عمل كرد و به سبب آن گمراه گرديد . مرحوم امين مىفرمايد : گمانم اين است كه ابن فهد رساله‌اى در استخراج بعضى از حوادث مستقبله و نه بيش از آن ، از كلام امير المؤمنين عليه السلام دارد و اين ممكن و معقول است امّا اينكه در آن اسرارى از علوم غريبه را به وديعت نهاده اين از جمله سخنانى است كه افسانه‌سرايان در اين گونه مقامات مىگويند و نيز اين سخن كه ابن فلاح كتاب سحرى به دستش رسيد كه ابن فهد امر به اتلافش نمود گمانم اين هم از جمله سخنان افسانه‌سرايان باشد ، بله از ابن فلاح گمراهى و خروج از شريعت به ظهور پيوست و اين واقعه بعد از شاگردى ابن فهد بوده كه از او تبرى جست و امر به قتلش نمود و به همين خاطر مجالى براى گفتار افسانه‌سرايان پيدا شد به اينكه ابن فهد رساله‌اى كه مشتمل بر اسرار علوم غريبه بود براى او تصنيف كرد و ابن فلاح